خرید بک لینک
دوستی هایتان را به عشق نرسانید؛ به جایی که سلام دادنش سر حالتان بیاورد و قربان صدقه های بی منظورش خاص شود برایتان، به جایی که عقربه ها وقتی کنارش هستید برای گذشتن عجله داشته باشند و قهوه ها تلخ به نظرت نیایند... دوستی هایتان را به جایی که یک روز حرف نزدن با او خلقتان را تنگ میکند و احوال پرسی نکردنش حال خوبتان را بد میکند نرسانید... دوست که بمانید لااقل کنار خودتان داریدش؛ قدِ یک تبریک تولد، قدِ یک گپ و چایِ عصرانه، قدِ یک شب بخیر گفتن و عزیزم شنیدن از زبانش، قدِ نعمت بودنش... به عشق که برسانیدش؛ در حسرت دوباره شنیدنِ اسمتان از زبانش هم میمانید بقیه چیز ها که دیگر هیچ...

برچسب: عشق,برسانید, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:24

گاهی به خواب می رویم تنها برای فرار از بیداری . . ! وحشتناک تر از آن هم زمانی ست که در خواب هایمان بدنبال آرزوهایمان میگردیم آرزوهایی که داشتنشان محال ترین اتفاق زندگیِ ما بحساب می آمدآرزوهایی که اگر اتفاق می افتاد زندگی رویِ دیگری را به ما نشان می داد "خوشبختی" گاهی میان خواب هایمان بدنبال خوشبختی می گردیم گاهی هم آرزو می کنیم کاش همیشه در خواب می ماندیم و خوشبختی را حس می کردیم . . .

برچسب: خوشبختی, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:24

میدانم نیمهشب که فکر میکنی خوابیدهام به پاتوقِ مجازیمان سر میزنیاین نوشته را همانجا می گذارم تا بفهمی میفهممت تا بفهمی به حرمتِ آمدنت هیچگاه صندوقِ دلخوشیِ پنهانمان را خالی نخواهم گذاشت مخصوصا شب هایی که دلگیر از من می روی مطمئن باش که نیمه شب شعری برای دلجویی از تو در صندوقِ دلخوشیِ پنهانمان خواهی یافت وقتی من خودم را به خواب زدهام تا بی خبر بیایی و بروی ...

برچسب: زنده,یاد,افشین,یداللهی, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:24

تو با قلبِ ویرانه ی من چه کردی

ببین عشقِ دیوانه ی من ، چه کردی؟

در ابریشمِ عادت، آسوده بودم

تو با حالِ پروانه ی من چه کردی؟

ننوشیده از جام چشمِ تو مستم

خمار است میخانه ی من ، چه کردی؟

مگر لایق تکیه دادن نبودم

تا با حسرتِ شانه ی من چه کردی؟

مرا خسته کردی و خود خسته رفتی

سفر کرده، با خانه ی من چه کردی؟

جهانِ من از گریه است خیسِ باران

تو با سقف کاشانه ی من چه کردی ؟


افشین یدالهی

برچسب: کردی, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:24

یار و همراه و صميمي ، اي دوست !! تو همه جان مني پر پرواز مني با همه لطف و صفا گاه و بيگاه ، لب پنجره خاطره ات مي آيم تا نگاهت بکنم ، تا صدايم بکني تا مرا شاد کني زغم آزاد کني قلب من خانه تست خانه ای کنج بهشت تو اگر ياد کني يا نکني من به يادت هستم.

برچسب: قلب,خانه,تست, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:24

من خسته ام عزیز،آنقدر خسته که می خواهم در همین سطرها به خواب روم و خواب خوب تو را واژه، واژه و سطر به سطر بنویسم. چرا کسی نمی فهمد که هیچ چیزی بیشتر از خیال تو برایم آرامش نمی آفریند؟ چرا کسی باور نمی کند که شکوه آن لحظه، به تمام روزهای فردایم می ارزد؟ چرا کسی عاشقانه یِ صبح دم انتهای شب را باور نمی کند؟ چرا از من از حضور فردا و خواب دیروز می پرسند؟ چرا اصرار به انکار چشمهای تو دارند؟ چرا کسی بالشی برای من از رنگهای رویا نمی آورد تا خواب مرا از ادامه این همه لحظه های بدون تو باز دارد؟ من از این همه حضور بدون تو خسته ام، از این همه خوابی که شاید خواب خوب خاطره باشد. من از نیامدنت در انتهای شب

برچسب: قرار,سارای, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:24

از پشت تریبونِ دلم عشق چنین گفت :

«محبوب تو زیباست، قشنگ است، ملیح است»

اعضای وجودم همه فریاد کشیدند :

«احسنت صحیح است، صحیح است، صحیح است»

برچسب: محبوب,زیباست, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:24

به قدری دوستت دارم که قدرش را نمی دانم

به تن چون روح می مانی، بمانی زنده می مانم

خیال است آنکه بی یادت زمانی بگذرد بر من

محال است آنکه از رویت زمانی روی گردانم.....

برچسب: زنده,مانم, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:24

آن عشق كه در پرده بماند به چه ارزد؟

عشق است همين لذت اظهار و دگر هيچ

" سارا جان خیلی دوستت دارم "

برچسب: عشق,است, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:24

صفحه بندی